چقد قشنگ توصیف کرده جمعه رو فرهاد لعنتی .
حمعه ها همیشه یک رنگ ِ خاکستری تیره داشته برای من ، همیشه ، حتی مواقعی که شبش عروسی دعوت بوده باشیم ... همیشه رنگش خاکستری بوده ، خاکستری بخاطر اینکه تمام قوی بودن های هفته ام دارد نم می کشد دیگر ، خاکستری بخاطر اینکه دیگر عصر ِ حمعه است و ته ِ دلتنگی ، خاکستری چون درجه تب ِ غم ِ هفته ی طی شده ام پر شده ، زده بالا ، خاکستری بخاطر خستگی شدید از تلاش های مداوم ، خاکستری برای پر شدن ظرف طاقتم از حرفهای تلخ دیگران ، حرفهای ِ نامرد ِ نامرد ، ... خاکستری است دیگر ، کسی هست که حمعه اش خاکستری نبوده باشد ؟ بعید میدانم ... امید دارم به روزهایی که جمعه هایش به شدت آبی باشند ، آبی ِ آبی ِ آبی ...
+ نوشته شده در ساعت توسط ســپی :)
بعضی حرفها رو نمیشه گفت