وقتی یه آدم به خودش این اجازه رو میده که بشینه از نداشته هاش بگه یعنی اوضاع خیلی خرابه ، حالا میدونی چی خرابتره ؟ اینکه هر چی میشمره به چیزی نمیرسه که بتونه بهش بگه " داشته " ، باز میدونی چی بدتره ؟ اینکه یه روزی همه ی این نداشته ها داشته ها بودن ، الآن شدن نداشته ها ... باز از همه بدتر میدونی چیه ؟ اینکه " خدا"شو گذاشته باشه تو دسته نداشته هاش ، میفهمی ؟ این فاجعست ، فاجعه ...